فرموده آنگاه كه گفت :
أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً ؛
و رسول خدا ( ص ) مردى ثروتمند را ديد كه در كنارش فقيرى نشست و او چهره در هم كشيد و لباسهايش را جمع كرد . پس حضرت فرمود : « آيا ترسيدى كه فقر او به تو برسد ؟ » « 205 » ؛ و آن عمل به سبب عجب كردن به ثروت بود . درمان اين نوع عجب آن است كه به آفتهاى مال و حقوق بسيار و گرفتاريهاى مهمّ آن و برترى فقرا و سبقت آنها به بهشت در قيامت بينديشد و نيز توجّه كند به اين كه مال مىآيد و مىرود و اصالتى ندارد و در ميان يهوديان ثروتمندتر از او هست و به گفتهء پيامبر ( ص ) بينديشد : « در همان حال كه مردى در لباس حرير خود تكبّر مىكرد ، ناگاه خدا به زمين امر كرد . پس زمين او را فرو گرفت و او همچنان در زمين فرو مىرود تا روز قيامت » . « 206 » حضرت با اين سخن به عقوبت عجب وى به مال و نفس اشاره فرمود . تمام مطالبى كه در كتاب زهد و كتاب نكوهش دنيا نقل كرديم پستى ثروتمندان و بزرگوارى فقيران در نزد خدا را بيان مىكند ، پس چگونه تصوّر مىشود كه مؤمن به ثروت خود عجب ورزد ؟ بلكه مؤمن همواره از اين بيم دارد كه مبادا در اداى حقوق مال تقصير كرده باشد ، يعنى بايد از حلال به دست آورده و در راه حق مصرف كرده باشد . و هر كس چنين حالتى نداشته باشد جايگاهش جهنّم و عاقبتش رسوايى است . پس چگونه به مال خود عجب مىكند ؟ ! 8 - عجب به اعتقاد باطل است ؛ خداوند متعال مىفرمايد :
أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً
« 207 » ؛ و فرمود :
وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
« 208 » .
پيامبر خدا ( ص ) خبر داده است كه اين خودرأيى بر امّت آخر الزّمان غالب است و به وسيلهء آن امّتهاى گذشته هلاك شدند ، آنگاه كه به صورت گروههاى مختلف درآمدند
هامش
( 205 ) اين حديث را احمد در باب زهد ( مسند ) روايت كرده است .
( 206 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 6 ، ص 148 ، از حديث ابوهريره روايت كرده است .
( 207 ) فاطر / 9 : آيا كسى كه عمل بدش براى او تزئين شده و آن را خوب و زيبا مىبيند .
( 208 ) كهف / 104 : با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند !