جزء دوّم : عجب
( 1 ) در اين بخش نكوهيده بودن عجب و آفت آن ، و حقيقت عجب و برتر دانستن خود و حدّ آن دو ، و درمان اجمالى عجب ، و اقسام آنچه بدان عجب مىشود و شرح درمان آن بيان مىشود .
شرح نكوهيدگى عجب و آفت آن
( 2 ) بايد دانست كه عجب در قرآن و سنّت محمد ( ص ) نكوهيده است . خداى متعال مىفرمايد :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
. « 165 » خداوند اين سخن را در مقام انكار فرموده است .
خداى متعال مىفرمايد :
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا
« 166 » ؛ پس خداوند اعجاب كفّار به شوكتها و دژهايشان را رد كرده است .
خداوند فرمود :
وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
« 167 » ؛ اين آيه نيز به عجب در عمل بر مىگردد و گاه آدمى به عمل عجب مىكند كه در آن خطاكار است ، همچنان كه به عملى كه در آن بر حقّ است عجب مىكند .
پيامبر ( ص ) فرمود : « سه چيز هلاك كننده است : بخل آزمندانهاى كه اطاعت شود و خواهش نفسانى كه پيروى شود و خودپسندى « 168 » . » پيامبر ( ص ) آنگاه كه فرجام كار اين امّت را بيان مىكرد به ابو ثعلبه ، فرمود :
هامش
( 165 ) توبه / 26 : و در روز حنين ( نيز يارى نمود ) در آن هنگام كه فزونى جمعيت دشمن شما را به اعجاب آورده بود .
( 166 ) حشر / 2 : و خودشان نيز گمان مىكردند كه دژهاى محكمشان آنها را از عذاب الهى مانع مىشود امّا خداوند از آنجا كه گمان نمىكردند به سراغشان آمد .
( 167 ) كهف / 104 : و با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند . ( شمارهء آيهء 14 كهف اشتباه است . - م . )
( 168 ) پيش از اين گذشت كه بيهقى آن را در الشعب روايت كرده است .