مردم رها مىشود و از اخلاصش نورهايى بر دلش بتابد كه سينهاش بدان باز شود و با آن برايش مكاشفات لطيفى گشوده شود كه بر انس وى به خدا و بيم او از مردم و پست شمردن دنيا و بزرگ شمردن آخرت افزوده شود و ديگر مردم در دل او جايى نداشته باشند و انگيزهء ريا از وجودش برود و راه اخلاص برايش هموار شود . اين مطالبى كه ياد شده و آنچه در جلد اوّل آورديم داروهايى علمى است كه ريشههاى ريا را از بيخ و بن بر مىكند .
امّا داروى عملى اين است كه نفس خود را به پنهان كردن عبادتها و بستن درها به هنگام عبادت عادت دهد ، چنان كه درها به هنگام انجام فحشا بسته مىشود ؛ تا به آگاهى خدا از عبادتش قانع شود و نفس با او ستيز نكند كه علم غير خدا را بر عبادتش طلب كند .
روايت شده كه يكى از ياران ابو حفص حدّاد دنيا و اهل دنيا را نكوهش كرد . ابو حفص به دو گفت : چيزى را اظهار كردى كه بايد پنهان مىداشتى ؛ پس از اين با ما همنشين مشو .
وى اجازهء اظهار اين اندازه را نداد چرا كه در ضمن نكوهش دنيا كمى ادعاى زهد در دنيا وجود دارد ، پس هيچ دارويى براى ريا مانند پنهان داشتن عبادات نيست و اين كار در آغاز مجاهدتى سخت است و هرگاه مدّتى با سختى صبر كند دشواريش از بين مىرود و با رسيدن الطاف الهى و حسن توفيق و تأييد او بر بنده آسان مىشود ولى :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
. « 95 » پس مجاهدت از بنده است و هدايت از خدا ، و بر بنده لازم است در رحمت خدا بكوبد و بر خداست كه در بگشايد : و اللّه
لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ *
. . .
وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً
. « 96 »
مقام دوّم : دور كردن ريايى است كه در اثناى عبادت پديد مىآيد
( 1 ) و آموختن آن نيز لازم است ، زيرا كسى كه با نفس خويش جهاد كند و ريشههاى ريا را با قناعت و قطع
هامش
( 95 ) رعد / 11 : خداوند سرنوشت هيچ قوم ( و ملّتى ) را تغيير نمىدهد مگر اين كه آنها خود را تغيير دهند .
( 96 ) نساء / 40 : و اگر كار نيكى باشد آن را مضاعف مىكند و از نزد خود پاداش عظيمى ( در برابر آن ) مىدهد .