با آنها دو رو باشد و به صفات ستوده كه ندارد تظاهر كند و آن عين نفاق است . در اين صورت جاه دوستى جزء نابود كنندههاست و درمان و بر طرف ساختن آن از دل لازم است ، زيرا خويى است كه دل بر آن سرشته شده چنان كه به مال دوستى سرشته شده است و درمانش با علم و عمل ميسّر است . منظور از علم شناسايى عاملى است كه به خاطر آن مقام را دوست دارد و آن تسلّط كامل يافتن بر شخصيت مردم و دلهايشان است و توضيح داديم كه اگر قدرت خالص و سالم باشد پايان آن مردن است ، و از باقيات صالحات نيست ؛ بلكه اگر تمام كسانى كه در روى زمين هستند از خاور و باختر در برابرت سجده كنند با گذشت پنجاه سال نه سجده كننده مىماند نه سجده شده ، و حال تو مانند حال صاحبان مقام با خاكساران در مقابل آنها خواهد بود كه پيش از تو درگذشتهاند ، و شايسته نيست كه به خاطر آن ، دينى را كه زندگى هميشگى است و پايان ندارد رها سازى ، و هر كس كمال حقيقى و خيالى را - چنان كه گذشت - درك كند ، مقام در نظرش كوچك مىآيد ؛ البتّه در نظر كسى كه به آخرت مىنگرد و گويى آن را مىبيند و دنيا را كوچك مىشمارد ، مثل اين كه مرگ نزد او حاضر است ؛ ولى چشمان بيشتر مردم ناتوان و متوجّه دنياست و نورش امتداد ندارد كه فرجامها را بنگرد . از اين رو خداى متعال فرموده :
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 31 » و نيز فرموده :
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ
« 32 » و ديگر آيات . پس هر كسى اين تعريف در مورد او صدق مىكند شايسته است قلبش را در مال دوستى با آگاه شدن از آفتهاى دنيا ، درمان كند ، يعنى در خطرهايى كه صاحبان مقام دنيوى را هدف قرار مىدهد بينديشد ، چرا كه هر صاحب مقامى مورد حسد و هدف آزار است و همواره مىترسد كه مقامش را از دست بدهد و از اين كه جايگاهش در دلها دگرگون شود پرهيز مىكند ، زيرا دلها بيشتر
هامش
( 31 ) اعلى / 16 - 17 : بلكه شما حيات دنيا را مقدّم مىداريد . در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است .
( 32 ) قيامت / 22 - 23 : چنين نيست كه شما مىپنداريد ( و دلايل معاد را مخفى مىشمريد ) بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد ( و هوسرانى بىقيد و شرط را ) . و آخرت را رها مىكنيد .