پوزشخواهى مىكشاند .
عبد الله بن مسعود گويد : بر حلم شخص در هنگام خشمش بنگريد ، و به امانت او در هنگام طمعش ، و هر گاه خشمگين نشود چگونه از حلم او آگاه مىشوى و هر گاه طمع نورزد چگونه از امانتش آگاه مىشوى .
يكى از بزرگان به پسرش گفت : پسركم عقل در هنگام خشم پايدار نماند ، چنان كه روح شخص زنده در ميان تنورهاى تفتيده و داغ باقى نمىماند ؛ پس خردمندان در ميان مردم از همه كمتراند اگر خردمند خردش را براى دنيا به كار گيرد زيركى و حيلهگرى است و اگر براى آخرت باشد دانش و بردبارى است .
گفتهاند : خشم دشمن عقل است و خشم غول عقل است .
به عبد الله بن مبارك گفته شد : خوشخويى را به اختصار بيان كن . او گفت :
( خوشخويى ) خشمگين نشدن است .
پيامبرى از پيامبران به كسانى كه همراهش بودند گفت : هر كه ضمانت كند كه خشمگين نشود همرتبهء من خواهد بود و پس از من خليفهام مىشود . جوانى از آن قوم گفت : من ( ضمانت مىكنم ) سپس سخن اوّل را تكرار كرد . آن جوان گفت : من به قولم وفا مىكنم و چون پيامبر درگذشت پس از او در مقام او قرار گرفت . آن جوان ذو الكفل بود و چون تعهّد كرد كه خشمگين نشود و به آن وفا كرد به اين اسم ناميده شد .
وهب بن منبّه گفته : كفر چهار ركن دارد : خشم ، شهوت ، حماقت و نادانى ، و طمع .
شرح حقيقت خشم
( 1 ) بدان كه چون خداى متعال حيوان را به وسيلهء عوامل درونى و برونى بدن در معرض نابودى و مرگ قرار داده است ، به لطف خود عواملى نيز در اختيارش قرار داده كه او را از نابودى و هلاكت تا مدّتى كه در قرآن معين فرموده حفظ كند .
عوامل داخلى كه موجب نابودى مىشود تركيب بدن او از حرارت و رطوبت است