تمام حالات مردم كه مىبيند و آنان از افشاى آنها كراهت دارند خوددارى كند ، مگر آنچه نقل كردنش براى مسلمانى سودمند افتد يا با نقل آن مانع از گناهى شود . چنان كه هر گاه ببيند شخصى مال ديگرى را تصّرف مىكند بر او لازم است شهادت دهد تا حقّ شخصى را كه شهادت به نفع اوست تامين كند . امّا اگر ديد شخصى مال خود را پنهان مىكند و آن را ( براى ديگران ) نقل كند مرتكب سخنچينى و افشاى سرّ شده و اگر سخنچينى او در مورد عيب و نقصان طرف باشد دو گناه غيبت و سخنچينى را با هم جمع كرده است .
انگيزهء سخنچينى سه چيز است : يا قصد بدى نسبت به شخصى دارد كه از او سخن نقل شده و مىخواهد نسبت به شخصى كه برايش سخن نقل مىكند محبّت نشان دهد ؛ يا مىخواهد با سخن گفتن شاد شود و يا در گفتن سخنان زايد فرو رود . هر كسى كه شخص سخنچينى نزد او برود و به او بگويد : فلانى دربارهات چنين و چنان گفت يا دربارهات چنين و چنان كرد ، يا در برهم زدن كارت يا كمك به دشمنت يا زشت نشان دادن حالت سعى مىكند يا نظير اين سخنان را بگويد رعايت شش چيز بر شنونده لازم است :
1 - سخن چين را تصديق نكند ؟ چرا كه نمّام فاسق و شهادتش مردود است . خداى متعال مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ
. « 296 » 2 - سخنچين را از اين عمل منع كند و او را پند دهد و عملش را زشت بشمارد . خداى متعال مىفرمايد :
وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ
. « 297 » 3 - براى خدا او را دشمن بدارد ، چرا كه سخن چين در پيشگاه خدا بسيار مورد خشم است ، و هر كه را خدا دشمن بدارد دشمنى با او واجب است .
4 - به مقتضاى گفتهء سخنچين به برادر غايب خود گمان بد نبرد ، چرا كه
هامش
( 296 ) حجرات / 6 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد دربارهء آن تحقيق كنيد ، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد .
( 297 ) لقمان / 17 : امر به معروف و نهى از منكر كن .