غمگينى همانطور كه اگر بر دين خودت عيبى وارد شود غمگين مىشوى و سزاوار است كه اگر بدون نصيحت تو آن گناه را ترك كرد ، در نزد تو محبوبتر از ترك گناه به نصيحت تو باشد و اگر اين كار را كردى دو ثواب به دست آوردهاى : يكى ثواب موعظه كردن و غمگين شدن بر گرفتارى او و ديگرى ثواب كمك به دين او . از نتايج بدگمانى تفتيش ( از حال مظنون ) است ، چرا كه دل به گمان قناعت نمىكند و مىخواهد تحقيق كند ، در اين صورت سرگرم تفتيش مىشود كه آن نيز ممنوع است خداى متعال فرمود :
وَ لا تَجَسَّسُوا
. بنابراين غيبت و بدگمانى و تجسّس همه در يك آيه مورد نهى خداوند قرار گرفته است و معناى تجسّس اين است كه نگذارى بندگان خدا زير پوشش خدا باشند و در صدد اطلّاع از حال آنها بر آيى و پردهء آنها را بدرى تا عيبى از آنها آشكار شود كه اگر آن عيب پوشيده مىماند براى دين و دلت سالمتر بود . ما در كتاب امر به معروف و نهى از منكر حكم تجسّس و حقيقت آن را بيان كرديم .
شرح دلايلى كه مجّوز غيبت مىشود
( 1 ) بدان كه مجّوز نقل بديهاى مردم در دين هدف صحيحى دارد كه نمىتوان جز با توجّه به آن هدف به نقل بديهاى مردم پرداخت و همين هدف دينى است كه گناه غيبت را از بين مىبرد . بدين ترتيب موارد مجاز آن شش مورد است :
1 - دادخواهى كسى كه ظلم و خيانت و رشوه گرفتن قاضى را نقل مىكند غيبت كننده و گنهكار است ، امّا كسى كه قاضى بر او ستم كرده است مىتواند از سلطان دادخواهى كند و قاضى را ستمكار بخواند ، چون تا چنين نكند نمىتواند حقّ خود را بگيرد پيامبر ( ص ) فرمود : « صاحب حق مىتواند سخن بگويد » ؛ « 274 » و نيز فرمود : « امروز و فردا كردن شخص ثروتمند ستم است » « 275 » و فرمود : « امروز و فردا كردن كسى كه براى اداى قرض خود مال
هامش
( 274 ) اين دو حديث را مسلم و بخارى از حديث ابو هريره روايت كردهاند و پيش از اين گذشت .
( 275 ) اين دو حديث را مسلم و بخارى از حديث ابو هريره روايت كردهاند و پيش از اين گذشت .