امّا صفات نكوهيده همانند دودى تيره و سياه بر آينهء دل مىنشينند ، و پيوسته بر روى آن متراكم مىشوند تا آن كه قلب به سياهى و تاريكى مىگرايد و به كلى از خداى متعال در حجاب مىماند و آن حالت مهر خوردن و زنگار گرفتن قلب است . خداى متعال مىفرمايد :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ .
« 37 » و نيز فرمود :
أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ .
« 38 » بنابراين خداوند نشنيدن حقايق را كه از مهر نهادن بر دلها ناشى مىشود به گناه ارتباط داده چنان كه شنيدن را به تقوا مرتبط ساخته ، آنجا كه فرموده است :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا
« 39 » :
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ *
« 40 » ،
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ .
« 41 » زمانى كه گناهان متراكم شوند بر دل مهر نهاده مىشود و در اين وقت آدمى كور باطن مىگردد و از دريافت حق و درك مصلحت دين ناتوان مىماند ؛ كار آخرت را سبك مىشمارد و به كار دنيا اهميّت مىدهد و كوشش خود را بدان منحصر مىسازد ؛ و هرگاه امور مربوط به آخرت و خطرهاى آن به گوشش برسد از يك گوش وارد و از گوش ديگر خارج مىشود ، و در دل نمىماند و او را به توبه و جبران گذشته تحريك نمىكند . آنان كسانى هستند كه « از آخرت نااميد شدهاند چنان كه كافران خفته در گورها نااميد هستند » معناى سياه شدن دل چنان كه قرآن و سنّت از آن سخن گفتهاند همين است » .
مىگويم : زراره از حضرت باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : « در دل هر بندهاى نقطهاى سفيد است و اگر گناهى مرتكب شود در آن نقطه نقطهاى سياه پديد مىآيد . پس اگر توبه كرد سياهى مىرود و اگر به گناه ادامه دهد آن سياهى زياد مىشود تا آنجا كه سفيدى را مىپوشاند و هر گاه سفيدى را پوشاند
هامش
( 37 ) مطففّين / 14 : بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته .
( 38 ) اعراف / 99 : اگر بخواهيم آنان را به گناهانشان هلاك مىكنيم و بر دلهايشان مهر مىنهيم ( تا صداى حق را ) نشنوند .
( 39 ) مائده / 108 : از ( مخالفت ) خدا بپرهيزيد و گوش فرا دهيد .
( 40 ) مائده / 108 : از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد .
( 41 ) بقره / 282 : از خدا بپرهيزيد و خداوند به شما تعليم مىدهد .