چگونه حكم به ملعون بودنش مىكنيم .
مىگويم : از سوى اهل بيت ( ع ) ثابت شده لعن كسانى كه به ستم و تجاوز بر امير المؤمنين ( ع ) مسلّط شده و به او ستم كردهاند جايز است و نيز لعن كسانى كه خود را به زور و دروغ جانشينان رسول خدا ناميدند و كسانى كه آنها را در اين كار حمايت و يارى كردند با تعيين شخص آنها جايز است ، و آنچه از سوى اهل بيت ( ع ) ثابت شده از طرف خدا و رسولش نيز در نزد ما ثابت شده است . از اين رو بنا به نقل ابو حامد براى ما ثابت شد كه لعن عين افراد ياد شده بر ما جايز است ، سپس مىگويم : ذكر لعن در سخن خداى سبحان و رسولش و سخنان اهل بيت ( ع ) به گونهاى تكرار شده كه برداشتمان اين است كه لعن ( اشخاص ياد شده ) جزء عباداتى است كه انسان را به خداى سبحان نزديك مىكند و در صورتى كه شخص معيّنى به كفر يا نفاق و فسق شناخته شود مىتوان او را لعن كرد . خداى سبحان فرمود :
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
« 95 » . از اين آيه معناى امر ( به لعن ) فهميده مىشود .
خداى متعال مىفرمايد :
أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
« 96 » و خداى متعال در جريان مباهلهء نصاراى نجران لعنت را وسيلهاى براى اثبات ادّعاى نبّوت ( پيامبر ( ص ) ) و دليلى بر ردّ منكران آن قرار داده ، آن جا كه فرمود :
ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 97 » از اين رو آنها محكوم شده و به صلح و پرداخت جزيه متوسّل شدند و راهى به بازگو كردن گفتار خود نيافتند . همچنين لعن ميان زن و شوهر موجب ساقط شدن حدّ از آنها و نفى فرزند است ، به گونهاى كه فرزند هرگز به لعن كننده منسوب نشود و بسا كه موجب اجراى حدّ بر زن هم بشود اگر بدون شهود و دليل نكول كند ، از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرمود : « خدا
هامش
( 95 ) بقره / 161 : لعنت خداوند و فرشتگان و همهء مردم بر آنها خواهد بود .
( 96 ) بقره / 159 : خدا آنها را لعنت مىكند و همهء لعن كنندگان نيز آنها را لعن مىنمايند .
( 97 ) آل عمران / 61 : آن گاه مباهله مىكنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مىدهيم .