است از حيوانات جدا مىشود . پس اگر هر چيزى را بشناسد و خدا را نشناسد گويى چيزى را نشناخته است ؛ و نشان شناخت دوست داشتن است . پس هر كس خدا را شناخت او را دوست دارد و نشان دوستى ( خدا ) اين است كه دنيا و ديگر دوست داشتنيها را بر دوستى خدا ترجيح ندهد ، چنانكه خداى متعال فرمود :
قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ
- تا گفتهء خداوند -
أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
تا آخر آيه . « 66 » پس كسى كه چيزى در نزد او محبوبتر از خداست قلبش بيمار است ، چنانكه هر معدهاى كه گل را از نان و آب بيشتر دوست بدارد يا ميل به آب و نان نداشته باشد بيمار است . پس اين نشانههاى بيمارى است و با آن روشن مىشود كه تمام دلها بيمار است ، مگر آنچه خدا بخواهد جز اين كه بعضى از بيماريها را خود شخص نمىداند ، و بيمارى دل از بيماريهايى است كه خود مريض از آن آگاه نيست . از اين رو از آن غافل است و اگر هم آگاه باشد صبر بر تلخى دواى آن بر او مشكل است زيرا دواى آن مخالفت كردن با شهوتهاست و آن كنده شدن روح از بدن است ، و اگر شخص بيمار دل توان صبر بر معالجه داشته باشد پزشك ماهرى نمىيابد كه او را درمان كند ، زيرا پزشكان همان دانشمندانند كه بيمارى بر خود آنان مسلّط شده است و پزشك بيمار كمتر به درمان مريض توّجه مىكند ، لذا بيمارى مشكل و به صورت مزمن در آمده است و علم ( درمان دل ) مندرس شده ، و درمان دلها و درمان امراض آن بكلّى مجهول مانده و مردم به دوستى دنيا و به عباداتى روى آوردهاند كه به ظاهر عبادت و در باطن عادت و رياكارى است و اين است ريشهء بيمارى .
امّا نشانهء بازگشت دل به صحّت پس از درمان آن است كه در مورد مرضى كه قصد درمانش را دارد بينديشد . بنابراين اگر هدفش درمان بخل است كه هلاك كننده است و آدمى را از خدا دور مىسازد درمانش بخشيدن مال است . ليكن گاه انسان به اندازهاى مال مىبخشد كه دچار اسراف مىشود و آن
هامش
( 66 ) توبه / 24 : بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و . . . . . در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است . . . .