سخنان بزرگان
( 1 ) پسر لقمان حكيم به پدرش گفت : اى پدر كدامين خصلت آدمى بهتر است ؟
گفت : ديندارى . پسر گفت : اگر دو خصلت باشد ؟ گفت : ديندارى و ثروت .
گفت : اگر سه خصلت باشد ؟ گفت : ديندارى ، ثروت و شرم . گفت : اگر چهار خصلت باشد ؟ گفت : ديندارى و ثروت و شرم و خوشخويى و بخشندگى ، گفت :
اگر شش خصلت باشد ؟ جواب داد : پسركم هرگاه اين پنج خصلت در انسان گرد آيد او فردى با تقوا ، پاك و دوست خدا و از شيطان بيزار است .
گفته شده است : هركه بدخو باشد نفسش در رنج باشد .
يحيى بن معاذ گفت : گنجهاى روزى در اخلاق خوب است .
وهب بن منبّه گويد : مثل شخص بدخو مانند كوزهء ( سفالين ) شكسته است كه نه قابل ترميم است و نه دوباره به صورت گل ( رس ) در مىآيد .
فضيل گويد : اگر گنهكارى خوشخو با من همنشين شود ، نزد من محبوبتر است كه خداپرستى بدخو .
ابن مبارك در مسافرتش با مرد بدخويى رفيق شد و بدخويى او را تحمّل و با او مدارا مىكرد و چون از او جدا شد گريست از علّت گريهاش سؤال شد .
گفت بر او ترحّم كردم . من از او جدا شدم ولى خلقش با اوست و از وى جدا نمىشود .
جنيد گويد : چهار چيز است كه بنده را به بالاترين درجات مىرساند ، اگر چه علم و عملش كم باشد : بردبارى ، فروتنى ، بخشندگى ، خوشخويى ، و اين ( آخرى ) نشان كامل بودن ايمان است .
يحيى بن معاذ گفت : بدخويى گناهى است كه ثوابهاى زياد با وجود آن سودى نبخشد و خوشخويى حسنه و ثوابى است كه گناه زياد با وجود آن زيانى ندارد .
از ابن عباس سؤال شد كرامت و بزرگوارى چيست ؟ گفت : همان است كه