و از دروغ گفتن بازدارند و نگذارند كه سوگند ياد كند چه براست و چه بدروغ چه سوگند از همه كس قبيح بود و اگر مردان بزرك را بدان حاجت افتد بارى بهر وقتى كودكان را حاجت نبود .
و خاموشى ايثار كند و نگويد الاجواب .
و در پيش بزرگان باستماع مشغول بودن و از سخن فحش و لعنت و لغو اجتناب نمودن و سخن نيكو و جميل و ظريف عادت گرفتن در چشم او شيرين گردانند .
و بر خدمت نفس خود و معلم خود و هركس كه بسن ازو بزرگتر بود تحريص كنند .
و فرزندان بزرگان بدين آداب محتاجتر باشند و بايد كه معلم او عاقل و ديندار بود و بر رياضت اخلاق و تخريج كودكان واقف و بشيرين سخنى و وقار و هيبت و مروت و نظافت مشهور و از اخلاق ملوك و آداب مجالست ايشان و مكالمه با ايشان و محاوره با هر طبقه از طبقات مردم با خير و از اخلاق اراذل و سفلهگان محترز .
و بايد كه كودكان بزركزاده كه بادب نيكو و عادت جميله متحلى باشند با او در مكتب بوند تا ضجر نشود و آداب از ايشان فرا گيرد .
و چون ديگر متعلمان را بيند در تعلم غبطه نمايد و مباهات كند و بر آن حريص شود
و چون معلم در اثناى تأديب و تعليم ضربى بتقديم رساند از فرياد و شفاعت خواستن حذر فرمايند چه آن فعل مماليك و ضعفاء بود ضرب اول بايد كه اندك بود تا نيك مولم تا از آن اعتبار گيرد و بر معاودت دليرى نكند و او را منع نمايد از آنكه كودكانرا تغيير كند مگر بقبح يا بىادبى
اخلاق ناصرى ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٨٦