انسانى حواله افتاد و بعد از تقديم اين مقدمه گوئيم نظر در حال مال بر سه وجه تواند بود .
اول باعتبار دخل دوم باعتبار حفظ سوم باعتبار خرج
اما دخل يا سبب آن بكفايت و تدبير منوط بود يا نبود .
اول مانند صناعات و تجارات دوم مانند مواريث و عطايا ، و تجارت بسبب آنكه بمايه مشروط بود و مايه در معرض تعرض اسباب زوال در وثوق و استمرار از صناعت و حرفت قاصر باشد . و در اكتساب بر جمله سه شرط رعايت بايد كرد .
اول احتراز از جور دوم احتراز از عار سوم احتراز از دنائت
اما جور - مانند آنچه بتغلب و تفاوت وزن وكيل يا طريق اختداع و سرقت بدست آرند .
و اما عار - مانند آنچه بمجون و مسخرگى و مذلت نفس بدست آرند
و اما دنائت - مانند آنچه از صناعتى خسيس بدست آرند با تمكن از صناعتى شريف . و صناعات سه نوع بود .
اول شريف - دوم خسيس - سوم متوسط
اما صناعات شريف صناعاتى بود كه از خير نفس باشد نه از خير بدن و آن را صناعات احراء و ارباب مروت خوانند و اكثر آن در سه صنف داخل بود
اول آنچه بجوهر عقل تعلق دارد مانند صحت رأى و صواب مشورت و حسن تدبير و اين صناعت وزراء بود .
دوم آنچه بادب و فضل تعلق دارد مانند كتابت و بلاغت و نجوم و طب و استيفاء و مساحت و اين صناعت ادباء و فضلاء بود .
سوم آنچه به قوت و شجاعت تعلق دارد ، مانند سوارى و سپاهگرى و
اخلاق ناصرى ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٧١