در سرايى فرود آمدند كه يكديگر را زيارت نتوانند كرد ؛ و از كجا بود ساكنان گور را زيارت !
( 44 ) القرآن ظاهره انيق و باطنه عميق . ترجمه : ظاهر قرآن خوش بود ، و باطنش ژرف و دور .
( 45 ) صلاح شان التّعايش و التّعاشر ملء مكيّال : ثلثاه فطنة و ثلثه تغافل . ترجمه : صلاح كار مردمان در زيستن با يكديگر و معاشرت مكيالى است . دو بهر زيركى و سيكى تغافل .
( 46 ) جاحظ گفت صلاح كارها جمله درين دو كلمه است : مضى أمس بما مضى ، و جاء اليوم بما اقتضى . ترجمه : دى رفت و ببرد با خود [ آنچه برد ] ، امروز آمد و آنچه بايست آورد .
( 47 ) انّ الخطب اذا عظم أساسه اشتدّ مراسه . ترجمه : چون كار را اساس او استوار [ گردد ] ممارست او سخت باشد .
و من كلام الحكماء و الدعاة
( 48 ) جلد النّمر لم يترك على النّمر فكيف يترك على صاحب السّرج . ترجمه : پوست پلنگ بر پلنگ بنگذاشتند بر صاحب زين چگونه بگذارند .