فقال : من كان سعيه فيما يفسد النّاس . ترجمه : از بزرجمهر پرسيدند كه : سزاوارتر بذكر ستوده كه باشد ؟ گفت : كسى كه امر بمعروف كند ، و نهى از منكر كند . و گفتند كه : سزاوار بذكر ناستوده كه باشد ؟ گفت : كسى كه سعى در چيزى مىكند [ كه مردم را تباه سازد ] .
( 27 ) خير الثّناء ما كان على السن الفضلاء الاخيار . ترجمه :
بهترين ثناها آن بود كه بر زبان فاضلان و نيك مردان باشد .
( 28 ) من مدح انسانا بشىء ليس فيه فقد بالغ فى هجائه .
ترجمه : هر كه مردمى را مدح به چيزى كه در وى نباشد كند ، در هجو مبالغت كرده باشد .
( 29 ) بمجالسة الصّالحين يكتسب حسن الثّناء . ترجمه : بمجالست صالحان ثنا و ذكر خير اكتساب كنند .
( 30 ) السّعادات كلّها فى سبعة اشياء : حسن الصّورة ، و صحّة
هامش
بقيهء حاشيهء صفحهء قبل ( 143 ) كه نامىتر ؟ آنكه شايستهتر و اپرويزتر ( كامرواتر )
( 145 ) كه اپرويزتر ؟ آنكه جهش ( بخت ) بكارد و دادستان نيكتر
( 167 ) كه سرزنش را سزاوارتر ؟ آنكه به او كه نيكى ازش بيند ناسپاس بود
( 169 ) كه بدنامتر ؟ آنكه بدكردن بمردمان را داد شمرد
اين بندها را فردوسى در شاهنامه نياورده است .
از سنجيدن يادگار بزرگمهر كه پهلوى و فارسى آن در اين مجله آمده با آنچه مشكويهء رازى در الحكمة الخالدة ( ص 29 - 41 ) از سخنان او گزين كرده است بر ميآيد كه اين يادگار را به عربى در آوردهاند و خوب است كه در اين زمينه بررسى بيشترى بشود .