پدران كرده باشد . و استحقاق تقدم بر غير نبود او را .
( 24 ) سئل عالم ، من السّيّد ؟ فقال : الذّليل فى نفسه ، الاحمق فى ماله ، المعنىّ « 1 » بامر قومه ، النّاظر للعامّة . و قد يقال : انّ هذا الكلام من الاخبار النّبوية . ترجمه : از عالمى پرسيدند كه : سيد كيست ؟ گفت :
آنكه متواضع باشد بنفس خود ، و احمق نمايد در مال ، يعنى در جمع آن زيركى نبرزد ، و غمخوار كار قوم باشد ، و با همه كس نيكويى كند . و اين سخن در اخبار [ پيامبر ] نيز بياوردهاند .
( 25 ) من طلب الرّياسة صبر على مضض « 2 » السّياسة . ترجمه :
هر كه رياست طلب كند او را بر رنج سياست و تدبير صبر بايد كرد .
( 26 ) سئل بعضهم : بم ينتقم الانسان من عدوّه ؟ قال : بان يزداد فضلا فى نفسه . ترجمه : از بزرگى پرسيدند كه : مردم بچه از دشمن انتقام كشد ؟ گفت : به آنكه خود فاضلتر شود ، تا دشمن او ازو باز پس ماند و مقهور گردد .
( 27 ) الحرّ يرتفع بجميع من عرفه ، و النّذل يرتفع بنفسه .
ترجمه : آزاد مرد چون مرتفع شود آشنايان را با خود در رفعت شركت دهد ، و فرومايه تنها مرتفع گردد .
هامش
( 1 ) - اصل : المغشى .
( 2 ) - اصل : امضض .