الكذوب . ترجمه : بدبار گيريست مرد را لفظ « زعموا » يعنى : « چنين گفتند » ، و حواله با ديگران كند . بزرگترين خطاهاى زبان دروغ بود .
( 11 ) كبرت الخيانة ان تحدّث اخاك بما هو لك مصدّق و انت له كاذب « 1 » ! ترجمه : تمام و بزرگ خيانتى باشد كه با برادر خود حديثى [ گويى ] كه او تو را باور ميدارد و تو با او دروغ ميگويى !
( 12 ) ايّاكم و الكذب ! فانّه مع الفجور ، و هما فى النّار .
الكذب باب من ابواب النّفاق « 2 » . ترجمه : از دروغ بپرهيزيد ! كه دروغ با نابكارى بود در دوزخ . دروغ درى است از درهاى نفاق .
( 13 ) لا يزال العبد يكذّب ، و يتحرّى الكذب ، حتّى يكتب عند اللّه كذّابا « 3 » . ترجمه : بنده دروغ ميگويد و دروغ ميگزيند ، تا به آنجا رسد كه او را بنزديك خدا « كذاب » گويند ، يعنى دروغ او را ملكه شود ، آنگاه از آن باز نتواند ايستاد .
( 14 ) الكذب ينقص الرّزق . ويل للّذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم ، ويل له ، ويل له « 1 » ! ترجمه : دروغ روزى بكاهاند ، واى بر آنكه حديث دروغ ميگويد ، تا قومى را بخنده آورد ، واى برو ، واى برو !
هامش
( 1 ) - مجموعه ورام ص 102 : كبرت خيانة ان تحدث اخاك حديثا هو لك مصدق و انت به كاذب .
( 2 ) - همانجا .
( 3 ) - مجموعه ورام ص 102 .