تأس عليه جزعا ! ترجمه : آنچه از دنيا بيابى ، بر آن شادمانى بسيار مكن ، و آنچه از تو فوت شود ، بر آن اندوهگين مشو ، و جزع مكن !
( 20 ) اعلم انّ امامك عقبة كئودا ، المخفّف فيها احسن حالا من المثقّل ، و المبطىء « 1 » عليها اقبح امرا من المسرع . ترجمه :
بدانكه در پيش تو عقبهء سخت است كه سبكبار در آن عقبه نيكو حالتر از گران بار بود ، و گران رو را كار تباهتر بود از سبكرو .
( 21 ) و حبّب « 2 » الىّ صحبة الفقراء ، و اعنّى على صحبتهم بحسن الصبر ، و ما زويت عنّى من متاع الدّنيا الفانية ، فادّخر لى فى خزانتك الباقية ، و اجعل ما خوّلتنى من حطامها ، و عجّلت لى من متاعها ، بلغة الى جوارك ، و وصلة الى قربك ! ترجمه : خدايا « 3 » ! مصاحبت درويشان نزديك من خوش گردان ، و مرا بر آن يارى ده ، تا با ايشان صبر نيكو كنم ، و آنچه از من بازدارى از متاع دنياى فانى ، مرا ذخيره ساز در خزانهء باقى تو ، و آنچه به من دادهاى از حطام دنيا ، و زودتر به من رسانيدهاى آن را « 4 » سبب رسانيدن بجوار تو و وسيلت قربت تو [ ساز ] !
( 22 ) عاريا من كلّ نقيصة ، دون نقيصة الاعسار ، الّتى ليس على
هامش
( 1 ) - اصل : و المعطى .
( 2 ) - اصل : وجب .
( 3 ) - اصل : ترجمه : واجب است بر من صحبت درويشان ، خدايا . . . ( گويا نويسندهء نسخه چون « و حبب » را « وجب » خوانده و نوشته اين جمله را پيش خود افزوده . بنگريد به صحيفهء كامله ( دعاؤه فى المعونة على قضاء الدين ص 154 ) .
( 4 ) - اصل : مرا .