با كشتى آييد ! ايشان چون در جزيره شوند سنگهاى منقش « 1 » و شكوفههاى آراسته يابند ، ايشان را خوش آيد ، و بدان شيفته شوند ، در طلب آن بروند ، تا از كشتى دور افتند ، و مقصد و راه فراموش كنند ، و مشغول شوند ، تا كشتى برود . پس شيران قصد ايشان كنند ، تا ايشان را هلاك كنند ، و ماران ايشان را بگزند ، نه سنگ ازيشان چيزى باز دارد ، و نه شكوفه ! پس چنان شوند كه خداى تعالى فرموده است :
مال او ازو باز نداشت چيزى ، و از زبان اهل شقاوت ميگويد : مال من از من باز نداشت ، حجت من از دست من بشد .
( 34 ) لا تتوهّمنّ : انّ تفريق الاموال فى وجوه المنافع خسران ، بل الخسران امساكها عنها . ترجمه : گمان مبر كه متفرق كردن مالها در وجوه منافع زيان بود ، بل زيان بازداشتن مال بود از منافع .
شعر :
و ما المال و الاهلون الّا وديعة * و لا بدّ يوما ان تردّ الودائع
قد يجمع المال غير آكله * و ياكل المال غير من جمعا
لا تحقرنّ الفقير علّك ان * تركع يوما و الدّهر قد رفعه
و اقبل من الدّهر ما اتاك به * من قرّ عينا لعيشه نفعه
هامش
( 1 ) - اصل : بنفش .