خير از نكو رويان طلب كنيد .
( 11 ) من مات على خير عمله ، فارجوا له خيرا ؛ و من مات على شرّ عمله ، فخافوا عليه ، و لا تيأسوا . ترجمه : هر كه [ بر ] بهترين عمل خود رود ، او را اميد خير داريد ؛ و هر كه بر بدترين كار خود رود ، برو بترسيد ، و از خدا نوميد مباشيد .
( 12 ) طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس ، و رحم اهل الذّلّ و المسكنة ، و خالط اهل العفّة و الحكمة ! طوبى لمن اذلّ نفسه ، و حسّن خليقته ، و اصلح سريرته ، و عزل عن النّاس شرّه ! ترجمه :
خنك آنكس كه او را عيب او از عيب ديگران باز دارد ، و بر اهل « 1 » مذلت و درويشى رحمت كند ، و با اهل عفت و حكمت مخالطت كند ! خنك آنكس كه خود را خوار « 2 » دارد ، و خلق خود نيكو كند ، و سر خود باصلاح آورد ، و شر خود از مردمان باز دارد « 3 » .
( 13 ) ليأخذ العبد من نفسه لنفسه ، و من دنياه لآخرته ، و من الشّبيبة قبل الكبر ، و من الحيوة قبل الموت . و الّذى نفس محمّد بيده :
ما بعد الموت من مستغيث ، و ما بعد الدّنيا من دار الّا الجنّة او النّار .
ترجمه : بايد كه بنده از نفس خود ذخيره برگيرد هم براى نفس خود ، و از دنيا براى آخرت ، و از جوانى براى پيرى ، و از حيات براى مرگ . بدان خداى كه جان محمد بفرمان او است كه پس از مرگ جاى عذر خواستن نباشد ، و بعد از دنيا جز بهشت يا دوزخ سرايى ديگر نبود .
هامش
( 1 ) - اصل : باز دراويزد اهل
( 2 ) - اصل : خار
( 3 ) - اصل : باز داريد