غير اللّه و كلّه اللّه اليه . ترجمه : تو را اين ضلالت بس اى مردم كه بر خدا اعتماد ندارى ، و طلب فضله ميكنى ! هر كه روى به غير خدا كند ، خدا او را با آنكس گذارد .
( 21 ) من توكّل على اللّه حق توكله لم يحبّ ان يكون فى حال دون حال . ترجمه : هر كه بر خدا توكل كند چنان كه بايد كرد ، نخواهد كه در حالى بود كه دون حالى باشد ، بلكه همهء احوال او را يكى بود .
( 22 ) لقى حكيم جماعة من البطّالين ، فقال : من انتم ؟ فقالوا :
نحن المتوكّلون . فقال : انتم المستأكلون . الا اخبركم بالمتوكّلين :
من القى حبّة فى بطن الارض ، و توكّل على اللّه . ترجمه : حكيمى گروه بيكاران را ديد ، گفت : شما كيستيد ؟ گفتند : ما متوكلانيم . گفت : نه كه شما مال مردم بىفايده ميخوريد . شما را خبر دهم كه متوكلان كه باشند ، كسانى كه تخم در زمين افكنند و بر خدا توكل كنند .
( 23 ) التّوكّل ثلث درجات « 1 » : التّوكّل ، ثمّ التّسليم ، ثمّ التّفويض .
فالمتوكّل يسكن الى وعده ، و المسلّم يكفى بعلمه ، و المفوّض يرضى بحكمه . ترجمه : توكل را سه درجه باشد : توكل ، پس تسليم ، پس تفويض . متوكل بوعدهء خدا دلش قرار گرفته باشد ، و تسليم كننده بعلم خدا كفايت كرده ، و تفويض كننده به حكم او رضا داده .
هامش
( 1 ) - در اصل « التوكل ثلث درجات » دوبار آمده است .