كه نكرده بودم گويد : چرا نكردى ! و نه هرگز گفت چيزى را كه حادث شده بود كه : كاشكى نبودى ! يا چيزى را كه نبوده بود كه : كاشكى بودى !
( 32 ) لا تكثر همّك ، ما يقدّر يكن ، و ما ترزق يأتك . ترجمه :
غم [ و ] اندوه بسيار مخور ، كه آنچه تقدير كرده باشند بباشد ، و آنچه تو را روزى نهاده باشند به تو رسد . للشّاعر :
العبد لا يحظى « 1 » به غير دلائل * و اللّه لا يرضى به غير وسائل
فمن الدّلائل [ ان ] تراه راضيا * بمليكه « 2 » فى كلّ حكم [ نازل ]
و من الدّلائل ان تراه مسلّما * كلّ الامور الى المليك العادل
هامش
( 1 ) - اصل : يخطى .
( 2 ) - اصل : بملئكة .