مقصد دوّم در بيان احكام ضروريه قرض و دين
و در اين مقصد چند امر بايد ذكر شود :
امر اول : آنكه در قرض دادن ثوابى است عظيم
چنانچه در حديث است كه ثواب تصدق دادن يك درهم ده برابر آن است ، و ثواب قرض دادن يك درهم برابر هيجده درهم است و اخبار در ثواب قرض دادن بسيار است .
امر دوّم : اينكه عقد قرض جايز است از طرفين ،
يعنى داين هر وقتى كه خواسته باشد مطالبهء بدل نمايد مىتواند و لو به مجرّد فراغ از صيغهء قرض باشد ، و همچنين مديون نيز هر زمانى كه خواسته باشد اداء آن نمايد مىتواند اگر چه بعد از فراغ از صيغه بلافاصله بوده باشد ، و ثمرهء قرض تمليك عين است با ردّ عوض ، پس در مثلى ردّ مثل لازم است و در قيمى ردّ قيمت روز قرض .
و قرضى كه بر وجه يقين باعث مالك شدن قرضگيرنده مىشود آن قرضى است كه مشتمل باشد بر ايجاب و قبول لفظى و قبض به اين طريق كه صاحب مال بگويد : « أقرضتك هذا » ، و قرضگيرنده بگويد : « قبلت » و بعد به تصرف او بدهد .