17 - بلند كردن ابهام است و گذاشتن طرف سر انگشت سبّابه بر مفصل اوّل به جهت هشتاد .
18 - گذاشتن سر ناخن سبّابه است بر مفصل دوم ابهام به جهت نود و مخفى نماند كه آنچه مذكور شد به جهت ضبط مفردات است و به جهت ضبط مركّبات به اين صورت مفردات آن را به عمل آورد با هم .
و امّا هيجده صورت ثانيه كه در دست چپ است به جهت صد تا نُه هزار است و آنها بعينه مثل هيجده صورتى است كه در دست راست است .
امّا صورتهائى كه در دست راست به جهت ضبط آحاد بود در اينجا علامت آحاد الوفست و صورتهائى كه در آنجا به جهت عشرات بود در اينجا علامت مئات است و كيفيّت ضبط مركّبات كه در ما بين صد و ده هزار است به نحويست كه اشاره به آن شد يعنى بايد هر مركّبى ضبط آن به اجتماع اوضاع مفردات او بشود .
و امّا يك صورتى كه علامت ده هزار است گذاشتن طرف سر ابهام است بر طرف سبّابه بنحويكه ناخنهاى آنها محاذى يكديگر شوند بهر يك از دست راست و چپ كه خواهد و اگر زياده بر اين توضيح و تفصيل كسى خواهد بايد رجوع كند به رسالهاى كه والد ماجد حقير طاب ثراه در اين علم نوشتهاند .
« آصفى »
دل كه طومار وفا بود من مجنون را * پاره كردند ندانسته بتان مضمون را
در ره باديه شب ناقهء ليلى گم شد * بود در خواب مگر پاى طلب مجنون را
« وله »
هر طرف چندين سبو كش دارد اين دير خراب * زان ميان سنگ ملامت بر سبوى من رسيد
بود پامال رقيبان روى گرد آلود من * هيچ مىدانى چه زحمتها به روى من رسيد