مسألة فقهّية
* سؤال :
نذر جمال أن يصرف اجرة حمله النحاس فى يوم الفلانى فى الفقراء و اجرة حمله الحديد فى المسجد مثلًا فاستأجره واحد فيهما و هو حمل الجميع فالاجرة تصرف فى أيهما و أعطاه المستأجر اجرة الواحد .
« فغانى »
وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت * چون بگذرد خزان كه بهارم چنان گذشت
« وله »
جز عهد دل آزارى عشاق كه بستى * يك عهد نبستى كه هماندم نشكستى
در معرفت علم دم
* فائدة :
بدان كه از علوم معتبره هندويان و جو كيان علم وهم است كه آن را علم أنفاس نيز گويند .
در ميان علماء اسلام و ايرانيان متداول نيست و صاحب نفائس الفنون در آن كتاب اشاره مجملى به آن كرده و يكى از علماى اسلام كه به عنوان سياحت به هند رفته شمهاى از آن را فرا گرفته و اهل هند از جوكيان را اعتناء تمام به اين علمست بناى بسى احكام را بر آنها مىنهند و يكى از برهمنان جوكيان كتاب مختصرى در بيان آن علم ساخته و پرداخته و بعضى از آنها را به زبان فارسى نقل نمودهاند چون اطلاع بر آن علم را فوائد بسيار است مختصرى از آن را در اينجا نقل مىكنم .
بدان كه بعضى چنين مىگويند كه شهرى است در اقصاى هند كه آن را كامرو خوانند و در آن شهر ساحران و وهميان باشند و ايشان را به زبان هند جو كى خوانند و در آن مسكن زنى است جادو [ گر ] كه آن را كاماك ديو و بعضى كام ديو خوانند و مردم اهل آن زمين را علم سحر و وهم آموزد و گويند :