كردم .
خطاب رسيد بلى از كثرت و اجتماع مأمومين مسرور مىشدى و از قلّت آنها دلگير و چنين عملى ما را نشايد و همچنين آنچه گفتم به نقصى در آن مردود شد تا همهء اعمال حسنهء من از درجهء قبول ساقط و از خود مأيوس شدم ، خطاب رسيد كه يك عمل مقبول نزد ما دارى .
روزى تنها به يكى از كوچههاى اصفهان مىگذشتى و ابتداى وقت به بود و دانهاى به اصفهان در دست داشتى ، زنى از آن كوچه مىرفت و طفل كوچكى دنبال او مىدويد به را در دست تو ديد ، گفت : اى مادر من به مىخواهم تو به جهت رضاى ما به را به آن طفل دادى و آن را خوشنود كردى ، ما تو را به همان عمل بخشيديم و آمرزيديم .
مسخره فرعون
* منقول است
كه مسخرهء فرعون كه در جميع احوال خود را به صورت موسى نمودى و مردم را خندانيدى چون فرعون با قوم خود غرق شد و او به سلامت در رفت ، موسى آه بر آورد كه خدايا همه آزار من از او بود ، ندا آمد كه اى موسى خود را چون شبيه به تو مىنمود عيب بود كه مشابه تو را كه دوستى چون دشمنان دارم .
« لبعضهم »
فمن ينجى العليل من البلايا * اذا كان البلاء من الطبيب
كلمات حكميّة
* قيل :
الاستيناس بالناس من علامة الافلاس أى عن معرفة اللّه اذ من كان قلبه غنياً بذكر اللّه استوحش عن الخلائق فضلًا عن مؤانستهم .
قيل :
لا ينبغى للعاقل أن يطلب طاعة غيره و طاعة نفسه عليه ممتنعة .