چهار مثقال يا پنج مثقال آن با شش مثقال قمر خالص گردد و أما نفع بر اين عمل مترتب نشود .
فائدة :
هر ده مثقال قمر مكلّس سى مثقال يا چهل مثقال ملقمه از آن حاصل گردد پس هر سى مثقال ملقمه شش مثقال قمر از آن عايد گردد .
فائدة :
هر گاه آن قمر مكلّس را در بوته اندازد و در حين ذوبان ميل كمر ميخرا در جوف آن نموده حركت دهند بعضى از آن احياء شود .
قال الاستاذ ما كتبت إلا ما رأيت و شاهدت فلا تكذبنى بعد بالدين أليس اللّه بأحكم الحاكمين .
فائده جليلة
* فائدة جليلة :
هر گاه [ تصوير ] را كه به حد كمال رسيده باشد بگيرند و اين ملقمه را در كاسهء مطين به آن طبخ دهند از صبح تا ظهر بعضى از آن ثابت شود و فائده بخشد .
فائدة :
هر گاه همان مرموز بسيار خوب را تحصيل كند و بتنكيس مينا تصفيه نمايد به آن طريق معهود و نگه دارد و [ تصوير ] را بگيرد و در ديگ سنگى يا مسى بريزد و آتش در زير آن بيفروزد تا آن آب شود و به چوبى آن را بر هم زند تا از غليان بايستد بعد آن را برداشته و در قرع بريزد و انبيق را سوار كند و شد و وصل را محكم كند و در زير قرع آتش ملايم بر افروزد و آنچه از او مقطر شود با مرموز مذكور در شيشه مطين بريزد و در حالتى كه مقطر و مصفى مساوى باشد و بر روى آتش بگذارد تاآب شوندوممزوج گردند پس قمررا صفحه نمايند و آن صفحه را بتابد و در آن مركب منغمر كند در حالتى كه مركب را در پياله كرده بر روى آتش گذارده باشد بعد از انغمار در آتش منغمر كند و بيرون آورده مكلس شده باشد بعد از آن متلاشى كند و در قرع مطين بريزدومساوى چهار