Skip to main content

جوحى ( فارسى ) — Page 28

Contributors:

P.28

43 كندن در خانه

مادرش روزى به عروسى رفت و جحا را در خانه گذاشت و سفارش در خانه را به او كرد كه مواظب باشد - و تا ظهر در عروسى بود . چون اقامتش طولانى شد ، جحا برخاست و در خانه را كند و به دوش گرفت .

مصادر :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 5 ص 309 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 167 ؛ نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 3 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 9 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 23 .

44 ديدن مرد در بند

روزى مردى را در بند ديد كه غمگين است . گفت : چرا غمگينى ؟ هرگاه بند ( زنجير ) از تو برداشته شود ، قيمتش برجاست ، و بيرون آوردنش سود .