تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 51

مساهمون:

صمقدمه ٥١
اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ .
يعنى : پس برانگيزانيد خداوند غرابى را كه كاوش مىكرد در زمين تا بنمايد او را كه چه‌گونه بپوشاند جسد برادرش را » . اما بالاتر از همه در دو جاست كه خداوند به صراحت از « فرج » حضرت مريم مادر پيغمبر اولوالعزم عيساى مسيح نام مىبرد : قرآن ، سورهء 21 ( انبياء ) ، آيهء 91 ، و سورهء 66 ( التّحريم ) ، آيهء 12 :
« وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها .
و مريم دختر عمران كه فرجش را محكم نگاه داشت » . يعنى مريم زنا نداد و عيسى هم زنازاده نيست . و باز در جاى ديگر : قرآن ، سورهء 24 ( نور ) ، آيهء 31 :
« وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ .
و ( زنان بايد ) فرج‌هاشان را نگاه دارند . يعنى : عفت بورزند . پس در جايى كه خداوند در كتاب مقدّس قرآن نه در يك كتاب رمّان ، از فرج مريم مادر پيغمبر بزرگ نام مىبرد ، ديگر فرج كلثوم ننه ، خديجه سلطان ، فاطمه بيگم و يا فرج قاطر كه در اولين حكايت همين كتاب آمده است ، كه در حدّ مفردات و صرف نام عضوى در يك حكايتى مىآيد چه محلّى دارد كه ما نقطه‌چين كنيم . اين از نصّ كه آيه است ، تا برسيم به احاديث و اخبار كه الى ماشاء اللّه در كتب حديث و روايت اين نام‌ها آمده است به خصوص در فصل نكاح و حيض و نفاس و غسل و طهارت كه از تمام اندام‌هاى تناسلى به صراحت ياد مىشود . و از طرفى خداوند در قرآن مجيد حداقل در سه جا به صراحت اشاره به زيبايى و جمال آدمى كرده كه اندام‌هاى تناسلى هم جزء آن‌هاست . قرآن ، سورهء 40 ( المؤمن ) ، آيهء 64 و سورهء 64 ( التّغابن ) ، آيهء 3 :
« وَ صَوَّرَكُمْ ، فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ .
و شما را تصوير كرد ، پس پيكر شما را خوب ساخت » . و نيز در سورهء 95 ( التّين ) ، آيهء 4 :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ .
به تحقيق انسان را در نيكوترين ( تقويم ، قوام ، نگاشتى ، تعديلى ، سان ) ، آفريديم » . و نيز ، سورهء 23 ( المؤمنون ) ، آيهء 14 :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
پس برتر آمد خدا كه بهترين آفرينندگان است . در تمام آيات بالا ، خطاب خداوند به كلّ پيكر آدمى است كه اندام‌هاى تناسلى هم جزء آن است ، و خداوند خلقت زشت و قبيحى انجام نداده است و آنچه آفريده است زيباست و خوب . حال چه كسى حق دارد كه ايراد به صانع و نقّاش بگيرد و صنع و نقش او را