بديشان داده شده ( عشرهء مبشّره ) و يكى از شش تنى است كه در شورى مذكور است .
شمايل عبد الرحمن
واقدى گويد او مردى بلند بالا و خوش چهره و تنك پوست بود و خالى داشت .
سپيد مايل به سرخى بود . ديگرى گفته كه او مردى فراخ چشم بود و ميان بينى او برآمده بود با مويهاى مجعّد و شانههاى پهن .
وى در خلافت عثمان درگذشت و شصت و پنج ساله بود چرا كه وى بيست سال بعد از عام الفيل زاده شده بود و در سال هفتم [ خلافت ] عثمان مرد و هشت يك مال او سيصد و بيست هزار [ درهم ] بود كه بر سر چهار زن تقسيم شد به هر زنى هشتاد هزار درهم .
ياد كرد فرزندان او
محمد بن عبد الرحمن ، زيد ، ابراهيم ، حميد ، عثمان ، مسور ، ابو سلمهء فقيه كه از وى حديث نقل مىشود و مصعب كه مردى دلير و سخت بود و سهيل بن عبد الرحمن . و هم اوست كه با زنى از بنى اميهء صغرى - كه ثريا نام داشت - ازدواج كرد و عمر بن ابى ربيعه گفت :
اى كه ثريا را به همسرى سهيل درآوردى / خدايت عمر دهاد ! اين دوكى برخورد خواهند كرد ؟ / ثريا شامى است چون برآيد / و سهيل چون طلوع كند يمانى است [ 1 ] .
ابو عبيدهء جرّاح
نام او عامر بن عبد الله بن جراح است و او به جد خويش منسوب است . گويند كه وى شنيد پدرش از پيامبر بدگويى مىكند ، سر پدرش را بريد و به پيامبر خبر آورد ، و او به روزگار ابو بكر شام را گشود و به طاعون در روزگار عمر درگذشت و فرزندى نداشت .
هامش
[ 1 ] ر ك : الشعر و الشعراء ، در احوال عمر بن ابى ربيعه ، چاپ محمد احمد شاكر ، ج 2 ، ص 540 .