تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
مردى بسياردان و فاضل بود . قريش مىگويند : « خداى بخشنده تو را دوست بدارد به مانند دوستى قريش نسبت به عثمان » و پيامبر دو دختر خويش رقيه و ام كلثوم را به همسرى او در آورد . در يادكرد شمايل او : عثمان مردى چهار شانه و خوش چهره بود و پوست نازك با گونهء شاداب گندمگون و بزرگ ريش و فراخ كتف و دندانهايش را به زر بسته بود .

پدر عثمان و مادر و خواهرانش

عفّان در تجارت شام بمرد و مادر عثمان اروى بنت كريز بن ربيعه بن حبيب بن عبد شمس بود . از خواهران عثمان : امة بنت عفان بود كه از وى فرزندى نمىشناسيم .

اسلام عثمان

واقدى گويد عثمان و طلحه با يك ديگر اسلام آوردند و او نقل كرده كه عثمان گفت : از تجارت شام باز مىگشتم . چون به ميانهء معان و زرقاء رسيديم و همچون خفتگان بوديم ، ناگهان آواز آوازدهنده‌اى را شنيديم كه مىگفت : « هان اى خفتگان ، برخيزيد ! كه محمد بيرون آمد » و چون بازگشت نزد پيامبر رفت و اسلام آورد . حكم بن ابى العاص او را گرفت و بست و گفت : « تا دين خويش را رها نكنى ، تو را رها نمىكنم . » عثمان گفت : « به خدا سوگند هرگز اين دين را رها نخواهم كرد » و چون ديد عثمان رها نمىكند او را ترك گفت . گويند مادرش با او به ستيزه برخاست و گفت : « تا دين محمد را رها نكنى نه تو را جامه مىدهم و نه خوردنى و نه آشاميدنى » و مدت يك سال به خانهء خواهرش رفت و چون ديد كه عثمان از دين خويش بر نمىگردد به سراى خود بازآمد .

در يادكرد فرزندان عثمان

او را ده پسر بود : عبد الله اكبر و عبد الله اصغر و خالد و ابان و عمرو و سعيد و مغيره و عبد الملك و وليد و عمر . و سه دختر داشت : ام ابان ، ام عمرو ، و ام سعيد . گاه به يكى از اين دختران عايشه نيز گفته مىشود ، يا دختر چهارم اوست . اما عبد الله اكبر ، وى از بسيارى زيبايى و حسن ، لقب « مطرف » داشت . عبد الله