املاك و اسباب در حق صدر الدين اصدار افتاد . 122
19 - فتحنامه كه پس از فتح بخارا نوشته آمد . 125
20 - فتحنامهء ديگر كه بجانب خوارزم ارسال شد . 131
21 - سوگندنامه كه جهت يكى از ملوك اطراف سواد كرده شد تا بر آن جملت سوگند خورد . 138
قسم دوم امثله و مخاطباتيكه بملوك و اصحاب اطراف صادر شده است مشتمل بر چهارده نامه و مثال . 145
1 - بغياث الدين ملك غور . 145
2 - هم بوى نويسد . 149
3 - نيز بوى نويسد . 153
4 - هم بوى نويسد از در سرخس در محرم سال 78 . 156
5 - هم به حضرت ملك غور نوشته شد . 161
6 - تحيتنامه بشمس الدين اتابك پهلوان عراق . 165
7 - هم باتابك نوشته شد و از ترك مخاطبات بازخواست رفت . 168
8 - هم بپهلوان عراق نوشته آمد . 171
9 - هم به حضرت عراق ايراد افتاد و از تأخير در ارسال مكتوبات تمهيد عذر كرده آمد . 176
10 - بحسام الدين ملك مازندران . 182
11 - بملك شروان . 186
12 - تحيتنامه بعضد الدين طغانشاه . 190
13 - مثال مشتمل بر وعد و وعيد بيكى از اصحاب اطراف . 193
14 - تحيتنامهء كه هنگام نهضت موكب اعلى ( سال 79 ) بملك غور نوشته آمد . 198
قسم سوم اخوانيات و ملاطفات مشتمل بر هجده نامه و هشت رقعه و دوازده تشبيب كه مطلع سخن را مناسب است و مقطع سخن با دو قصيدهء فارسى و عربى كه مجموعه بدان ختم مىشود . 202
1 - نامه ببزرگى از فضلاء وقت كه شبى در اثناء سخن از زبان فخر مظفر نام فصلى قدحآميز دربارهء كتابت مؤلف روايت كرده بود . 202
2 - بيكى از دوستان محرم نويسد و از نرسيدن نامهء او شكايت كند . 213
فصليكه ( پس از رسيدن خطاب آن دوست مقارن ارسال نامه ) بر ظهر آن نامه نويسد . 223
3 - در جواب نامهء قاضى ظهير الدين منور شاشى كه در شادياخ بمحنتى گرفتار شده و از مؤلف معونت جسته بود ، نويسد مصدر بقصيدهء عربى و قطعهء فارسى . 225
4 - بيكى از بزرگان نسا نويسد . 237
5 - بيكى از دوستان نسا نويسد . 241
6 - بقاضى شمس الدين محمود شاشى
التوسل إلى الترسل ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
ص٣٨٧