اختلاف در تركيبات اين دو كلمه از قبيل ( آنكه و آنچه ) كمتر و اين گونه مركبات غالبا بدون هاء نوشته شده است .
2 - پ و چ را مانند ب و ج بيك نقطه و گاهى هم بسه نقطه نوشته است .
3 - قاعدهء دال و ذال فارسى را در كتابت رعايت و در بعض موارد هم از آن تخلف نموده است .
4 - همزهء ( است ) را پس از حروف منفصله ( ا ، د ، ذ ، ر ، ز ، ژ ، و ) غالبا در كتابت حذف كرده و گاه نيز بجاى گذارده است .
5 - در ماضى نقلى مفرد مغايب كه به ( است ) تمام مىشود ، هاء مخفى و همزهء ( است ) را گاهى حذف و گاهى اثبات كرده است ، مانند گرفتست ، گرفته است .
6 - تاء زائد را كه در آخر بعض مصدرها و ديگر اسمهاى عربى است ، هم به شكل هاء وقف و هم به صورت تاء كشيده نوشته است ، مانند معامله ، معاملت - طبيعة ، طبيعت .
7 - كلمات مختوم بالف را در حال اضافه و وصف بسه طريق مختلف ( الحاق ياء ، الحاق همزه ، ترك هردو ) نگاشته و در اين شيوه ميان كلمات پارسى و تازى تفاوتى نگذارده است ، مانند قصاراى همت ، قصاراء همت ، قصارا همت .
8 - علامات مد و شد و ياء كوچكى را كه شبيه بهمزه در بالاى هاء مخفى در حال اضافه و وصف رسم مىكنند كيفما اتفق رسم يا ترك كرده است .
9 - در نقطهگذارى دقتى كه بايد ننموده و بدينجهت خواننده در املاء بعض كلمات كه در لفظ و معنى متشابه است « 1 » مردد ميماند و يا بكلماتى برميخورد كه به دو وجه يا بيشتر خوانده مىشود .
10 - علامت مضارع ( مى ) را معمولا جدا نوشته و در الفاظ مركب كه در حكم يك كلمهاند از قبيل ( گمراه و سخنور و آبدار ) نيز همين شيوه را به كار برده ( گمراه ، سخنور ، آبدار ) و گاهى هم از آن تخلف جسته است .
هامش
( 1 ) مانند ترحيب و ترجيب و در اينگونه كلمات بضبط املاء دو نسخه اكتفا شده است .