ايشان . « 1 » و فرموده است ايضا كه خداوند مبغوض مىدارد مؤمن ضعيفى را كه دينى از براى آن نمىباشد . پس عرض نمودند كه كدام است مؤمنى كه دين ندارد ؟ پس فرمودند كه آنكه نهى از منكر نمىكند . « 2 » و ايضا فرموده است كه واجب شده است بر من كه بگيرم بىگناه شما را به عوض گناهكار شما ، و چگونه واجب نيست از براى من و حال آنكه مىرسد به شما از جانب يكى از شما امر قبيحى ، پس آن قبيح را بر آن انكار نمىكنيد و از آنكس هم هجرت نمىنماييد و اذيت هم به او نمىرسانيد تا آنكه ترك آن قبيح را بكند . « 3 » و جناب امام موسى عليه السّلام فرموده است كه هرآينه امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد يا اينكه مسلط نموده مىشود بر شما شرار شما ، پس دعا مىنمايد خيار شما و از براى او استجابت دعا نمىشود . « 4 » و امام جعفر عليه السّلام فرموده است كه امر به معروف و نهى از منكر بر كسى واجب است كه قوى و مطاع و عالم به معروف باشد . « 5 » و در حديث ديگر كه از آن حضرت سؤال نمودند كه معناى حديث نبوى كه فرموده است : « افضل الجهاد كلمة عدل عند امام جائر » چهچيز است ، فرمودند ايضا كه اين امر بعد از معرفت امر و قبول نمودن مأمور است . « 6 » و در حديث ديگر ايضا فرمودند كه « انّما يؤمر بالمعروف و ينهى عن المنكر مؤمن فيتّعظ او جاهل فيتعلّم فامّا صاحب سوط و سيف فلا » « 7 » ؛ يعنى اين است و جز اين نيست كه امر نموده مىشود به معروف و نهى كرده مىشود از منكر ، مؤمنى كه متّعظ بشود يا جاهلى كه متعلم بگردد ، و اما صاحب تازيانه و شمشير پس نه . آرى
چندان بود كرشمه و ناز سهى قدان * كايد به جلوه سرو صنوبر خرام ما « 8 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 56 ، ذيل ح 2 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 59 ، ح 15 .
( 3 ) . التهذيب ، ج 6 ، ص 181 و 182 ، ح 375 .
( 4 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 56 ، ح 3 .
( 5 ) . همان ، ص 59 و 60 ، ح 16 .
( 6 ) . همان ، ص 60 ، ذيل ح 16 .
( 7 ) . همان ، باب انكار المنكر بالقلب ، ح 2 و التهذيب ، ج 6 ، ص 178 ، ح 362 .
( 8 ) . ديوان حافظ ، ص 9 ، رقم 11 .