و بدانكه نيست چيزى كه باعثتر باشد براى حسنظن والى به رعيّت خودش از احسان نمودن والى به سوى رعيّت ، و تخفيف دادن مؤنات از ايشان ، و اكراه ننمودن ايشان را بر حقّى كه نيست از براى والى در نزد ايشان . پس بايد كه بوده باشد از تو در اين باب امرى كه جمع و حاصل بشود از براى تو به واسطهء آن امر ، حسنظن تو به رعيّت خودت ؛ به جهت آنكه حصول حسنظن بازمىدارد از تو رنجهاى طولانى را . و به درستى كه اولى كسى كه نيكو باشد گمان تو به او هرآينه كسى است كه نيكو باشد تعب تو در نزد او و به درستى كه اولى كسى كه بد باشد گمان تو به او هرآينه كسى است كه بد باشد رنج و سعى تو نزد او .
و لا تنقض سنّة صالحة عمل بها صدور هذه الأمّة و اجتمعت بها الألفة و صلحت عليها الرّعيّة .
و لا تحدثنّ سنّة تضرّ بشىء من ماضى تلك السّنن ، فيكون الأجر لمن سنّها و الوزر عليك بما نقضت منها .
و مشكن و برهم مزن طريقهء صالحهء مرضيه را كه عمل نموده است به آن ، اوايل و اكابر اين امّت ، و اجتماع يافته است به واسطهء آن ، الفت در ميان مردمان ، و صالح و نيكو شده است بر آن ، طريقهء امر رعيّت . و احداث منما طريقهاى را كه ضرر برساند به اوضاعى از اوضاعهاى سنن گذشته ، كه اگر چنين نمايى هرآينه مىباشد اجر از براى كسى كه آن طريقه را قرار داده است و وزر بر تو است سبب شكستن تو آنها را .
و أكثر مدارسة العلماء و مناقشة الحكماء فى تثبيت ما صلح عليه أمر بلادك و إقامة ما استقام به النّاس قبلك .
و بسيار بنما مدارسهء با علما و مجالست با حكما را در محكم نمودن آنچه به صلاح آيد به واسطهء آن ، امر بلاد تو ، و برپاداشتن آنچه استقامت يافته است به واسطهء آن ، امر مردمان كه پيش از تو بودهاند .
و اعلم انّ الرّعيّة طبقات لا يصلح بعضها الّا ببعض و لا غنى ببعضها عن بعض ، فمنها جنود اللّه و منها كتّاب العامّة و الخاصّة و منها قضاة العدل و منها عمّال الإنصاف و الرّفق و منها أهل الجزية و الخراج من أهل الذّمّة و مسلمة النّاس و منها التّجّار و أهل الصّناعات و منها الطّبقة السّفلى من
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 931
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٩٣١