حديث است كه زبان مؤمن از عقب دل او است و دل منافق از عقب زبان او است .
و بايد كه در حال غضب تكلم ننمايد ، كه در آنوقت ، كلام خير و نيك از او سر نخواهد زد ؛ و در حال فراموشى ، ذكر خداوند بنمايد و صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد ، كه موجب تذكر او مىگردد ؛ چنانكه خداوند فرموده است
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ
« 1 » . و چنانكه خداوند ايضا فرموده است كه
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 2 » و هر حرفى كه اخبار از بعد و غد مىنمايد ان شاء اللّه بگويد و قلب و عقيدهء خود را به او منعقد سازد ؛ و در كلام خود رعايت ادب را با بنى نوع خود ، خصوصا با صاحب حشمتان ، بنمايد ؛ و تكلم به كلام قصير و جامع بنمايد ، و « خير الكلام ما قلّ و دلّ » « 3 » مشهور است . و توقف در ما بين دو كلام خود ، كه حفظ آنها از براى سامع مطلوب است ، بنمايد ؛ و قبل از اتمام نمودن كلام ، بحث بر متكلم ننمايد ، كه چنانكه در حديث است به منزلهء خراشيدن روى او است « 4 » ؛ و در سؤال نمودن از عالم ، استيذان و استيناس را حاصل نمايد ، پس اگر اذن ندهد صبر نمايد تا وقت نشاط و انبساط او . و خداوند فرموده است كه
وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ
« 5 » و حديث « انما مثل العالم كمثل النخلة تنتظرها متى يسقط عليك منها شىء » « 6 » ايضا مشهور است .
و بايد كه كلام او ذكر خدا و استغفار و مناجات و قرائت قرآن و نصيحت و موعظه و ارشاد و حكمت و امثال اينها ، كه از امور خير و صلاح است ، بوده باشد ؛ و از آفات و شرور مفاسد زبان خود احتراز و اجتناب فرمايد ؛ از قبيل تكلم نمودن به مالا يعنى و به فضول و به كلامى كه در ضمن او فايدهء دينى و دنيوى نمىباشد و موجب تضييع اوقات و قساوت دل و سستى بدن و تأخير رزق و اذيت رسانيدن به ملائكهء حفظ و
هامش
( 1 ) . كهف : 24 .
( 2 ) . همان : 23 .
( 3 ) . ظاهرا حديث نيست كما اينكه از كلام خود ايشان معلوم مىشود .
( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 660 ، باب المناجات ، ح 3 ؛ مشكاة الأنوار ، ص 189 و فقه الرضا ، ص 355 ، باب 95 .
( 5 ) . حجرات : 5 .
( 6 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 37 ، باب حق العالم ، ح 1 .