است . و آن ، آن است كه اين كس اين قدر ملكهء تقوا را داشته باشد كه به سبب آن ، نفس خود را محافظت و مجانبت نمايد از جميع هواها و خوفها و تشويشها و پست رتبگىها . و اين مرتبهء تقواى پرهيزگاران و اجتنابكنندگان از تمام ماسوى اللّه است حتى از مكروهات و مباحات و از هرچيز كه غير خداوند است ، و مرتبهء اشخاصى است كه خود را در ظاهر و در باطن و بالكليه مشغول به خداوند و به طاعت و فرمانبردارى و ذكر و مناجات او نمودهاند و غير او را فراموش كردهاند و نسيا منسيا پنداشتهاند و گفتهاند كه :
خدايا توبه كردم توبه اولى است * ز هرچيزى كه غير از عشق ليلى است
و اشاره به اين مرتبه است فرمودهء خداوند كه
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 1 » ؛ يعنى بپرهيزيد از ماسواى خداوند كه آن حق تقوادارى است با خداوند . و اشاره به اين مرتبه است ايضا مضمون حديثى كه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام در بيان نمودن حد و معناى تقوا را ، فرمودند كه تقوا آن است كه اطاعت نموده بشود خداوند و معصيت كرده نشود و شكر نموده بشود و كفران نموده نشود و ذكر كرده بشود و فراموش كرده نشود « 2 » . اين است مراتب تقوا و اين است آخر مرتبهاى آنكه اين كس به سبب وصول به آن مرتبه ، از اولياء اللّه مىگردد و محفوظ مىماند از جميع مكاره و مخاوف و حزنها و المها ؛ چنانكه خداوند ايضا فرموده است كه
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 3 » .
اگر مىكشى بار پيلان درآى * و گرنه مجنبان چو اشتر دراى
گر آهنگ اين بحر دارى درست * به كام نهنگ است منزل نخست
در باغ جويى پى خار گير * سر گنج دارى دم مار گير
اين است بيان چهار خصلت از ده خصالى كه در تحت خصلت رشد است و بيان شش خصلت ديگر از آنها را ، كه منالت و قصد و اقتصاد و ثواب و كرم و معرفت به دين اللّه است ، با آنچه متعلق به آنها است در ضمن اين تحفه مىشود .
هامش
( 1 ) . آل عمران : 102 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 33 ، ح 3 .
( 3 ) . يونس : 62 .