خداوند امر به اين خصلت نموده و فرموده است كه
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
« 1 » ؛ يعنى مسابقت و پيشدستى بر يكديگر بنماييد در امور خيرات . و فرموده است كه
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
« 2 » ؛ يعنى مسارعت بنماييد به سوى مغفرت و آمرزش عظيمى كه از جانب پروردگار شما است و به سوى بهشتى كه عرض و پهنا و وسعت آن مثل عرض و وسعت آسمان و زمين است و مهيا و آماده شده است از براى متقين و پرهيزكاران . و اما قوت بر طاعت اللّه ، پس عبارت است از توانايى نفس و قوّت و قدرت او بر طاعت و فرمانبردارى خداوند به سبب شوقى و لذتى كه در آن بههم رسيده است به واسطهء كمال و معرفتى كه در او حاصل شده است . و به اين سبب در طاعات خداوند خود و در ديندارى ، به مضمون
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
« 3 » كه سابقا بيان آن شد ، پس حد طوع و رغبت رسيده و از كره و نارضايى و مشقت نفس وارسته . و مخفى نماناد كه تمام قوّتها و ضعفهاى مردمان در اعمال به واسطهء قوّت و ضعف نفس است كه ناشى از قوت شوق و تمامى عزم و ضعف آن است كه متفاوت مىشود به تفاوت كمال معرفت و نقصان او ، نه آنكه به قوّت و ضعف جوارح باشد ؛ چونكه سابقا دانسته شد كه قوّت و ضعف جوارح ، تابع قوّت و ضعف نفس است نه تابع اكل و شرب و صحت و سقم ، بلكه اكل و شرب و صحت و سقم جوارح ايضا تابع ميل و نشاط نفس است كه همگى به معرفت و نفوذ بصيرت مرتبط و بسته است و موقوف به غايتى ازليّه و اعانتى احديّه و حركتى است سرمديّه .
دلم خوش است به بانك بلند مىگويم * كه من نسيم حيات از پياله مىجويم
گرم نه پير مغان در به روى بگشايد * كدام در بزنم چاره از كجا جويم
مكن در اين چمنم سرزنش به خود رويى * چنانكه پرورشم مىدهند مىرويم « 4 »
اين است تمام يك صد خصلتى كه منشعب از ده خصلت و ده آثار و علامات عقل
هامش
( 1 ) . بقره : 148 و مائده : 48 .
( 2 ) . آل عمران : 133 .
( 3 ) . بقره : 256 .
( 4 ) . ديوان حافظ ، ص 261 و 262 ، رقم 379 .