[ 860 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت عدد به ترتيب حروف .
سه حرف : سرخ ؛ خرس ؛ خسر ؛ خسر .
چهار حرف : نخير ؛ در خون « 1 » .
پنج حرف : منتعش « 2 » .
شش حرف : خورديم ؛ مىخورد [ خراميده ] .
[ 861 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت و يك عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : راسخ ؛ خاسر .
شش حرف : خربنده .
[ 862 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت و دو عدد به ترتيب حروف .
هفت حرف : استكشاف ؛ مى خواره .
هشت حرف : آدمىخوار ؛ . . . « 3 » ؛ [ بخراميده ] .
[ 863 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت و سه عدد به ترتيب حروف .
پنج حرف : نخجير ؛ سرخاب .
شش حرف : پرستار ؛ پريخان « 4 » .
هشت حرف : بهادر خان .
[ 864 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت و چهار عدد به ترتيب حروف .
هفت حرف : مكاتبات ؛ خوارزمى .
[ 865 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شصت و پنج عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : سخره .
پنج حرف : طرخون ؛ تهنيت .
هامش
( 1 ) . هردو نسخه : دخون ؛ تصحيح قياسى . اما مالك نسخهء « ش » به خط غير متن در حاشيه وجه صحيح « در خون » را ضبط كرده . ضمن اينكه نام در خونگاه در نزديك سنگلج تهران وجود دارد كه شايد باب سفرهخانهاى براى اطعام مردم بوده ( لغتنامهء دهخدا ) به اختصار .
( 2 ) . اين واژه را مؤلف خطا در رديف عدد 890 آورده است .
( 3 ) . تركيب آمده در اينجا براى احتراز از مسائل تفرقهانگيز نقطهچين شد .
( 4 ) . در هردو نسخه اين واژه را - كه اسم است - مؤلف به خطا در رديف عدد 869 به صورت « پريخوان » ضبط كرده كه تصحيح قياسى شد .