سه حرف : حوض .
چهار حرف : خريد .
پنج حرف : خوبرو ؛ خربزه « 1 » ؛ خارجى .
دوازده حرف : بندهء شاه ولايت .
[ 815 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و پانزده عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : خيره ؛ خطور .
پنج حرف : خورده ؛ نشسته .
[ 816 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و شانزده عدد به ترتيب حروف .
پنج حرف : خواطر ؛ ذايقه ؛ خودرو .
شش حرف : نشاسته .
هفت حرف : مخلصانه ؛ [ بىخرد ] .
[ 817 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و هفده عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : بيضه .
پنج حرف : ضابطه .
شش حرف : شفتالو .
[ 818 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و هجده عدد به ترتيب حروف .
سه حرف : حيض .
چهار حرف : تحيّت .
پنج حرف : تحرير ؛ [ بهشت مكان ] .
[ 819 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و نوزده عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : حايض ؛ حياض ؛ خطير .
پنج حرف : تحيّات ؛ خريده ؛ [ برخيز ] .
[ 820 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و بيست عدد به ترتيب حروف .
چهار حرف : هيضه .
پنج حرف : ايضاح ؛ نشستى ؛ خطاير .
شش حرف : خاريده .
هشت حرف « 2 » :
[ 821 ]
كلمات مشتمله بر هشتصد و بيست و يك عدد به ترتيب حروف .
هامش
( 1 ) . در متون گذشته « خربوزهء » رسم الخط امروزى را به وجه ضبط شده مىنوشتهاند .
( 2 ) . جاى واژهها در هردو نسخه نانوشته است .