نگارد . هرچگونه جهد المقلّى نمود تا زبان چوبين قلم بر رشفهء سطرى دو سه مسامحت كرد ، و با قيود متنوعه در طريق تأليف رشفهاى چند نهاد ، و فصلى چند در سير ملوك و تواريخ خلفا و نصايح و مواعظ و طرفى از طرف احوال وزرا و ظرف و لطايف و مآثر ايشان نوشت . و اين مختصر را تحفه نام كرده آمد ، و بزواهر آيات و اخبار و حكم و حكايات و امثال و اشعار و ابيات موشح گردانيد ، و بر قدر قدرت و حسب استعداد و استطاعت عروس سخن را بانواع حلى و حلل ترصيع و تجنيس و سجع و ايجاز و اختصار و استعارات و محاسن و غرايب كنايات آذين بست .
« وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ »
. « 1 » [ 4 پ ]
واثق كه بشرف قبول مخصوص شود ، و ذيل تجاوز بر هفوات آن مبسوط « و اللّه الموفق لاتمامه بمنّه و انعامه » .
باب اول : در فضايل ولات با داد .
باب دوم : در آنچه با رعيّت مغبوناند .
باب سوم : در عدل و ظلم .
باب چهارم : در معرفت خصالى كه نظام ملك و دولت بمراعات آن منوط است و سعادت دنيا و آخرت بمحامات آن مربوط ، مثل عفو و قهر و حزم و تيقّظ .
باب پنجم : در مآثر ملوك [ در ] جهاندارى .
باب ششم : در لطايف سخنان ملوك و نكت ايشان .
باب هفتم : [ 5 ر ] : در احوال وزرا و طرفى از طرف حكايات ايشان .
باب هشتم : در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان .
باب نهم : در تاريخ اسلامى .
باب دهم : در مواعظ ملوك .
هامش
( 1 ) - قرآن 65 : 7