دور ، دايم بودندى .
و لباس فتوّت از شيخ عبد الجبّار بپوشيد . و در اقطار عالم او را رفيقان بودند ، و مدارس و ربط و دار الضيافات و قناطر بسيار ساخت [ 146 ر ] .
و سلجوق خاتون دختر ارسلان سلطان روم را بخواست و خلاطيه « 1 » نام دختر بود . و در ايام او ملك سلجوقيان بكلّى انقراض يافت .
و در آخر عمر امراض متنوّع بر مزاج او عارض شد و هردو چشم او را آب درآمد و علاج قدح كرد . چون از آن خلاص يافت سنگ مثانه پديد آمد و علاج آن جز بشقّ مثانه ميسر نمىشد . ناچار بتحمّل آن الم رضا داد و از آن بيم شفا يافت .
و در سنهء اثنين و عشرين و ستّمائة بجوار حقّ پيوست . و مدّت خلافت او چهل و شش سال بود و عمرش شصت و نه سال و دو ماه و بيست روز .
[ 35 ] - خلافت ظاهر « 2 »
كنيت او ابو نصر است و نام و نسب محمد بن ناصر ، مادر او كنيزك بود ، التون نام . سنهء اثنين و عشرين و ستّمائة در سلخ رمضان خويشان و اركان دولت و معتبران بغداد با او بيعت كردند . غرّهء شوال جامهء برد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر دوش گرفت ، و او در شباك قبه بنشست و وزير بيرون شباك بايستاد و بيعت از خلق بستدند .
و در ايام او قبّههاى مشهد امام موسى و امام جواد رضى اللّه عنهما بسوخت و كس بر كيفيت سوختن آن وقوف نيافت . ظاهر منزعج شد و هم در ساعت به مشهد رفت و بفرمود تا [ هم در ] روز بعمارت مشغول شدند ، و پيش از اتمام [ 146 پ ] درگذشت . مستنصر آن عمارت را تمام كرد .
هامش
( 1 ) - ص : اخلاطيه .
( 2 ) - ص : ناصر ( تج 344 ) .