بملاهى گذاشتى ، و كارها مهمل ماندى و ضبطى نداشت . ناگاه حسين بن حمدان « 1 » با جمعى در ايّام مقتدر عباس را بكشتند .
[ 18 ] - خلافت مقتدر
كنيت او ابو الفضل است و نام و نسبش جعفر بن المعتضد ، در سنهء خمس و تسعين و مأتين با او بيعت كردند ، و در آنوقت سيزده ساله بود . كرم و سماحت بغايت داشت و كار خلافت را رونقى تمام داد . و در سراى او يازده هزار غلام خصىّ بودند ، و خزانهء او بغايت معمور بود و آن تجمّل و تنعّم كه او داشت از خلفا ديگرى را نبود .
و حسين بن منصور حلاج را در ايام او صلب كردند ، و دولت فاطميان در مغرب ظهور يافت .
و دولت ايشان دولتى عظيم بود ، و مملكت مغرب در تصرّف ايشان آمد ، و آغاز آن در سنهء ستّ و تسعين و مأتين بود ، و انجام آن در سنهء سبع و ستّين و خمسمائة « 2 » . چون ديار مغرب [ 137 پ ] بگرفتند قصد مصر كردند و بگرفتند .
و اول خليفهء ايشان مهدى ابو محمد عبيد اللّه بن احمد بود « 3 » . و در زمين قيروان شهرى بنا كرد ، مهدويه نام نهاد . و بر اسكندريه حاكم شد ، و در سنهء اثنين و عشرين و ثلاث مائة بمرد . و از پس او خلفاى فاطميان مىنشستند ، تا نوبت به آخرين ايشان برسيد كه لقبش عاضد بود .
و عاضد [ به ] سبب صغر سنّ تجارب روزگار نيافته بود . اما وزرا و امرا كار مىساختند ، تا وقتى كه اسد الدين شيركوه به مصر آمد ، بسبب اختلاف امراى عاضد [ ا ] و بر مصر غالب گشت ، اما زود بمرد . و صلاح الدين يوسف بر ملك مستولى
هامش
( 1 ) - ص : احمد ( تج 197 و طق 233 ) .
( 2 ) - در ص پيش از اين نيز آمده : و انجام در سنهء سبع و تسعين و مأتين بود .
( 3 ) - ص : ابو محمد بن عبيد اللّه بود ( تج 201 طق 236 ) .