تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

[ 13 ] - خلافت معتزّ

در سنهء اثنين و خمسين و مأتين با او بيعت كردند ، و او نيكو صورت و سيرت بود . اما تركان مستولى بودند و خلفا را رونقى نبود ، و هركرا تركان خواستندى خليفه كردندى و چون خواستندى معزول كردندى . گويند آن‌روز [ كه ] معتزّ بخلافت بنشست ، منجّمى را آوردند تا بنگرد كه خلافت او چند مدّت خواهد بود . منجّم بفكر مشغول شد . شخصى گفت من بهتر از منجّم دانم . گفتند اكنون بگو ! گفت چندانكه [ 134 پ ] تركان خواهند . همه بخنديدند . و در ايام معتزّ يعقوب بن ليث صفّار در پارس مستولى شد و لشكرى جمع آورد ، چنان كه معتزّ از مقاومت او عاجز آمد . و تركان مشاهره طلب داشتند . فرمود كه خزانه تهيست ، صبر بايد كرد تا تدبير كنم . ايشان بىدستورى در رفتند و معتزّ را بزدند و پيراهنش بدريدند و در آفتابش بداشتند ، و آن بيچاره يك پا بر زمين مىنهاد و يك پا برميداشت ، از گرمى آفتاب . و الزام كردند تا خود را خلع كرد و قضات و ائمه را حاضر آوردند تا بر خلع او گواه شدند . آنگاه او را در خانه‌اى كردند و در خانه برآوردند و سه روز طعام ندادند تا وفات يافت ، در سنهء خمس و خمسين و مأتين . مدّت خلافت او سه سال و چهار ماه بود و عمر او بيست و سه سال .

[ 14 ] - خلافت مهتدى « 1 »

در سنهء خمس و خمسين و مأتين با او بيعت كردند ، و وى كافى و داهى بود ، و در كوتاه‌دستى و امانت تشبيه به عمر بن عبد العزيز كردندى . گفت من [ شرم ] دارم [ كه ] در بنى اميه مثل عمر بن عبد العزيزى باشد ، در عباسيان نباشد . و در ايّام او زنگيان در بصره خروج كردند و تركان استيلاى عظيم داشتند . و
هامش
( 1 ) - تج 186 .
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى ) — صفحة 196 | مؤلف مجهول / محمد تقي دانش پژوه