[ ديباچه ]
[ 1 پ ] اوفق شكرى كه در مواقع حسن قبول خلعت « لان شكرتم لازيدنكم » « 1 » در جيد وجود جان اندازد ، و انفس ستايشى كه چون از مطلع انفس تنفس كند آفاق و انفس را متلالى سازد ، حضرت قدس مالك الملك را كه آفريدگار جهان و دارندهء زمين و آسمانست . چهرهء گلبرگ طرى بگلگونهء زيبايى بر كاخ شاخ آراستهء صنع او است و زلف پرتاب سنبل از مشاطگى باد بهار پيراستهء قدرت او . هرچه در عالم كون و فساد از كتم عدم قدم بر صحراى وجود نهاد زبان بتحميد و تقديس مبدع بىچون برگشاد ، « و ان من شيئ الا يسبّح بحمده » « 2 » .
حكيمى كه ثخن آسمان فطرت را بحليهء سيّارات نبوت منوّر گردانيد و حدائق كرهء زمين را از ازهار اشجار و انواع انوار معدلت ملوك با داد زيب و زينت داد و دماغ جان جهانيانرا از نسائم لطائف لطف معدلت ايشان معطر كرد و منصب ايشانرا تالى هدات سبل و سرات رسل گردانيد ، تا راه كوفتگان باديهء حيرت بدلالت [ 2 ر ] هدايت و زواهر نجوم نبوت بمأمن ايمان مىرسند و مرقهء فسقه از اشعهء سنان جانستان سلاطين در ارجاء عالم مطرود مىماند .
و تحيّات نجيّات و صلوات زاكيات ، بر مرقد مطهر و مشهد معطّر خلاصهء
هامش
( 1 ) - قرآن 14 : 7
( 2 ) - قرآن 17 : 44