تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
لاذكائها » . در سوانح و بوارح حالات از تبعات استعجال احتراز بايد نمود و عاقبت امور را بديدهء فكرت دوربين نظر كرد . شعر :
اذا ما اردت الامر اذرعه كلّه * و قسه قياس الثوب قبل التقدّم لعلّك تنجو سالما من ندامة * فلا خير فى امر اتى بالتندّم
تاخير و اصابت و يمن و بركت در ظعن و اقامت و سلم و حرب رفيق و همنشين شما گردد ، « و لا يتبعكم هم بشين » . سوم : بر حرص و اكثار مال « كحاطب الليل » اقبال ننماييد ، [ 60 پ ] و عروس طبع را « كخاطب الويل » استقبال مكنيد ! چه مال مايهء سعادت دنيا و آخرت ، چون در دست مقبل و عاقل افتد ، مدّتى كه از عمر مقدّر مهلتى يابد ، اول از آن توشهء آخرت ، كه
« الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى »
« 1 » ، بردارد و اعقاب را ذخيرهء خير باقى گذارد ، پس خود و دوستان و زيردستان متمتّع و محتظى شوند . و چون از سراچهء غرور كه نوش‌ونيش او اندكى و مال و مالش او يكى ، [ به ] مقام موعود پيوندد ، نام او در جريدهء ايام به خوبى مثبت شود . قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم : « ما لك من مالك الا ما اكلت فافنيت ، او لبست فابليت ، او تصدّقت فابقيت . و ما سوى ذالك فلغيرك » . شعر :
نعم المعين على المروّة للفتى * مال يصون على التبذّل نفسه لا شىء انفع للفتى من ماله * يقضى حوائجه و يجلب انسه
چهارم : آنكه پيوسته ساختهء حوادث باشيد ! كه آن ناگاه واقع شود . تا چون اسباب دفع از پيش انديشه رفته باشد ، بىحيرت و دهشت بر مقصد مخلص متصوّر متوجّه شوند ، و بواسطهء پيش‌انديشى از غمرهء عنا و بيداى بلا بساحل امن و امان رسند . شعر : [ 61 ر ]
هامش
( 1 ) - قران 87 : 17 .