تا به سنگ اندرون بود گوهر * كس نداند كه قيمتش چند است
و گفته كه : ينبغى أن يجتمع فى قائد « 1 » الجيش صولة الأسد و استلاب الحذاة و وثوب الفهد و روعان الثّعلب و صبر الحمار و بكور الغراب و صيد العقاب و جرأة النّمر .
با هيبت شير باش و با كبر پلنگ * زيبا به گه شكار و پيروز به جنگ
كم كن بر عندليب و طاووس « 2 » درنگ * كآنجا همه نعره است و اينجا همه رنگ
بايد كه صاحب دولت اين خصال و عادات در ضبط خويش آرد و از هريك على التّحقيق استحبار و اختيار نموده و بداند كه اكتساب هر معنى را آلتى مخصوص هست و با هريك از اجناس النّاس معاملت متساوى و مقالت متوادى ممكن نگردد با نيك ، نيك و با بد ، بد
هركجا داغ بايدت فرمود * چون تو مرهم نهى ندارد سود
كيقباد آنكه مقدّم كيان و مقتداى خسروان عجم بوده است و يكران فريد او را عرصهء گيتى ميدان و لگام حكم او را أبلق شموس روزگار به فرمان بيشتر مردم را به عمارت فرمودى و گفتى : العمارة كالحياة و الخراب كالممات . و گفتى : ثنا [ ء ] كلّ ملك على قدر خطره و همّته .
* 578 * إنّ آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا إلى الآثار
كيكاووس « 3 » ، پادشاهى كه دست علم او جلباب جيا در قلال جبال راسخ كشيده بود و توتيا [ ى ] حكمت و تكحيل هدايت ديده نفس ناطقه را گشاده ، گفته است : أحسن الأشياء و أطيبها « 4 » . و گفته كه : الأعمال ثمار النّيات .
دستان سام آنكه « 5 » داستان نام او بر صحايف أيّام مسطور [ ا ] ست و بر اوراق اوقات
هامش
( 1 ) قايد .
( 2 ) طاوس .
( 3 ) كيكاوس .
( 4 ) مطلب ناقص است و كاتب ادامه مطلب را ننوشته است .
( 5 ) آنك .