پرش به محتوای اصلی

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحه 322

پدیدآورندگان:

ص۳۲۲
در پاى تو سربازى بسيار نمىدانم « 1 » * بر ياد تو جان دادن دشوار نمىبينم من رند خراباتم ، دردىكش بىحاصل * مستم نفسى خود را هشيار نمىبينم دورم ز حسن آرى در حسن تو حيرانم * سرچشمهء خورشيدم أنوار نمىبينم
و له
اوّل قدم كه ره به هواى تو يافتم * جان را اسير بند بلاى تو يافتم گفتم كجا توان به جهان يافتن ترا * خود جا نيافتم كه نه جاى تو يافتم مىگفتم از براى خودت يافتم نخست * خود را به عاقبت ز براى تو يافتم حور و قصور و كوثر و طوبى چه مىكنم * جنّت كجا برم چو لقاى تو يافتم در نقش چهره تو پديدست هر نشان « 2 » * كز نقش سرو چهره‌گشاى تو يافتم * 825 * ملكى كه خسروان به تمناى آن روند * با دولت كمينه گداى تو يافتم از كوى جان به روى ارادت سپرده‌ام * راهى كه در حريم رضاى تو يافتم
پاورقی
( 1 ) در اين متن هركجا س را كشيده نوشته باشد ذيل آن سه نقطه مىگذارد . ( 2 ) در اين متن گاهى ج و پ با سه نقطه ديده مىشود .