تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
اينست رسم و قاعده گويمش زهرخند * و نيست جاه و مرتبه‌گو حرص دون‌گرى
لغيره
آشنايى خلق تقليد است * عافيت جوى تا ندانندت اين همه جدّ و جهد حاجت نيست * آنچه روزيست مىرسانندت گرد هر در مگرد بهر طمع * ورنه چون سگ ز در برانندت گر شوى گوشه‌گير چون ابرو * بر سر چشمها نشانندت جگرت خون شود اگر چون دل * صدرجويى « 1 » و قلب خوانندت
* 643 * لمولانا كمال الدّين شيخ أبو على الفالى
چو مجنون شد به خلوت خانه خاك * به گوش او رسيد از اوج افلاك كه اى مجنون چه آوردى به درگاه * برآمد از دل مجنون يكى آه كه شور عشق ليلى در سرم بود * كجا پرواى كارى ديگرم بود
* * * هذا خطّ العبد الضّعيف شرف أنام سراج [ الدّين ] عبد اللّه بليانى فى شعبان المعظّم لسنة اثنتين « 2 » و ثمانين و سبعمائة .
هامش
( 1 ) جوئى . ( 2 ) إثنى .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 147 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه