تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
الملكوت « 1 » ، عالم الجبروت « 2 » .
تجمّل بالثّياب تكن عزيزا * فإنّ العين قبل الأختبار و لو خلع الثّياب على حمار * لقال النّاس يا لك من حمار

و من الفارسيّات

شاها به عفو كوش كه عفو آيت رضاست * و آن‌كس كه عفو كرد به هر دولتى سزاست خشنودى خدا طلبى ، عفو كن گناه * عفو از گناه موجب خشنودى خداست * 510 * دانى كه پادشاه كدام است آنكه « 3 » او * بر عقل خويش حاكم و بر نفس پادشاست

غيره : [ پايهء عفو پايه‌ايست رفيع . . . ]

پايهء عفو پايه‌ايست رفيع * كه از آن « 4 » پايه هيچ برتر نيست سروران از گناه عفو كنند * هركه را عفو نيست سرور نيست بر عروس خصال « 5 » انسانى * بهتر از عفو هيچ زيور نيست عفو كن زانكه در بنى آدم * هيچ خصلت ز عفو بهتر نيست

غيره : [ اگر شاه مسلمان دادگر نيست . . . ]

اگر شاه مسلمان دادگر نيست * سراى ملك نه بىبنياد باشد وگر كافر بود سلطان عادل * جهان از عدل او آباد باشد

* 511 * غيره : [ پادشاهى نه سرافرازى و گنج و سپه است . . . ]

پادشاهى نه سرافرازى و گنج و سپه است * هركه را عدل و سخا پيشه بود پادشه است
هامش
( 1 ) ذيل اين كلمه نوشته شده للصّفات . ( 2 ) ذيل آن نوشته شده للذات . ( 3 ) آنك . ( 4 ) آب . ( 5 ) بالاى اين كلمه جمال نوشته شده و به نظر بهتر مىآيد .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 562 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه